mansoor_safari

آقا منصور دوست گلمون رفته سفر . این مدت که نیست گفتم چند خطی در موردش بنویسم .

 

داستان از این قرار هست که  متاسفانه  دوست خوب من و بچه های uxshiraz  در  حادثه رانندگی اتوبوس حامل سربازان مرکز آموزش ۰۵کرمان روز چهارشنبه دوم تیر ماه جاری به همراه حدد ۲۰ نفر از سربازان وطن شهید شدند. در اینجا به خانواده منصور صفری و بقیه سربازانی که در این حادثه جان خودشون رو از دست دادند تسلیت میگم و از خدا می خوام که هوای همشون رو داشته باشه . خدا جون ما غیر از تو کسی رو نداریم .

من زیاد با منصور دوست نبودم یعنی اصلا حضور نداشتم که از این فرصت استفاده کنم . و این خطای من حقیر هست که وقتی افراد خوب و تاثیر گزاری مثل آقای امید امرایی ، آقای احمد زینی ، سرکار خانم زینب وصال ، مرحوم منصور صفری ،  …. در جمع خوب ودوست داشتنی  uxshiraz  هستند ، من به هر دلیل از این دوستان دور هستم .

ولی . . .

با آقای منصور صفری آشنا بودم و در یک گروه برای ارائه باهم کار کردیم . با هم صحبت می کردیم و دوستی ساده ای داشتیم .و سوالی که بعد از رفتن منصور برای من مطرح شد این بودکه : ” سامان مگه تو چقدر منصور رو می شناختی که وقتی فهمیدی منصور رفته اینقدر ریختی به هم و گریه کردی و بغض گلوت رو گرفت؟ منصور مگه چی داشت ؟” جواب این سوال سخته . خب بعضی افراد مثل منصور صفری چنان شخصیت خاصی دارند که روی آدم جوری تاثیر می زارند که آدم خودش هم متوجه نمیشه و این حرف بیشتر دوست های منصور هست .

منصور از اولین افرادی بود که با جامعه تجربه کاربری همراه بود وبه نوعی از موسسین . و در زمینه گردشگری هم با  سازمان میراث فرهنگی همکاری داشت . کلا شخصیت فعالی داره منصور و درس های بسیاری برای الگو قرار دادن میشه ازش یاد گرفت . در ادامه به مواردی اشاره می کنم که بعضی از این موارد تجربه شخصی من و بعضی از گفته های دوستان منصور جان هست .

عاشق زندگی کردن باشیم

به عکس آقا منصور گل نگاه کنید و من عاشق این عکسش هستم و در تمامی عکس هایی که از منصور دیدم و حتی یکی از عکس هایی که با لباس خدمت هست ، میشه کاملا در نحوه نگاه و چهرش این رو دید و حتی عکس اولین تولد uxshiraz .  این نگاه ، نگاه فردی هست که عاشق هست . عاشق زندگی کردن ، عاشق خورشید ، عاشق حس خوب بودن ، عاشق لحظه ها و ثانیه ها ….

برای عقیده خودتون بجنگید

یادم هست در جلسه ای در uxshiraz که من هم حضور داشتم منصور با یکی از دوستان بر سر یک مفهوم خلاف عقیده داشت . درست یادم نیست اما یادمه من هم با منصور مخالف بودم  ولی اون بحث رو ادامه داد و باور داشت چیزی رو که می گفت . دست آخر هم حرفش قبول شد و نظرش رو با دلیل ثابت کرد .

منتقد باشیم

محسن شعله می گفت که همیشه منتقد بود و بخصوص جلسه های اول . منتقد بودن و چالش ایجاد کردن خوب هست حتی اگر من اشتباه کنم . انتقاد به ما اجازه میده تا صحت افکارو نظر های شخصیمون رو بررسی کنیم و از زوایای دیگه ی افکار بقیه با خبر بشبم .

فعالیت رکن اصلی رشد

منصور فرد فعالی بود. در بیشتر جلسات uxshiraz حضور داشت . با افراد زیاد لینک بود . و با همه هم صحبت می شد . کلا انگیزه خاصی برای هم صحبتی داشت و خیلی شنونده خوبی بود . باسازمان ميراث فرهنگي و گردشگري همکاری های نزدیکی داشت و راهنمای تور بود و در زمینه ای که کار می کرد در مدت زمان کوتاه رشد خوبی داشت . منصور در اکثر گروه ها و بیرون رفتن ها / فعالیت های گروهی حضور داشت . کلا حس خوبی به آدم میده و اینکه گاهی بقیه به بودن ما نیاز دارند چون ما فرد تاثیر گذازی هستیم .

شنونده خوبی باشیم

من به یاد دارم هر زمان که شخصی در جلسه uxshiraz صحبت می کرد منصور مجذوب فرد می شد و فرد سخنران هم نگاهش سمت منصور بود . حتی اگه صحبتی اشتباه بود (مثلا حرف های من ) منصور با دقت گوش می کرد . این خیلی قابل تحسین هست . هم مطلب رو خوب درک می کرد و هم نگاه خاص خودش رو داشت . و این کار برای سخنران ایجاد انگیزه می کنه .

کمک کنید ، هوای همدیگرو داشته باشیم

در توییتی از منصور متوجه شدم برای اهداء پلاکت خون داوطلب شده بود و در چند مورد هم یادمه که دوستان رو راهنمایی می کرد و برای کار معرفی می کرد.

در اینجا هدف من این نیست که بگم “منصور صفری آدم بزرگی بود !! ” . کارهای بزرگ هستند که آدم های بزرگ رو می سازه و مهم نیست شما در مدت زندگی به چند نفر کمک میکنی مهم اینه که تاثیر + خودت رو بزاری . ??

شاد باشیم

تو کل مدتی که یادمه اخم منصور رو ندیدم . ناراحتی . بد خلقی . فقط لبان خندان مثل عکس همین پست که گزاشتم . بابا دمت گرم منصور ای ول کارت بیسته به خدا . وقتی از درون شاد باشی همه چی حل میشه و زندگی رو گلستون می کنی برای خودت و دوستانت همیشه دوست دارند و دوستای بهتر پیدا می کنی . خخخ عشقت هم دوست داره ( البته من مجردم . به خدا پسر خوبی هستم  ?????).کلا عزیز دل همه میشی ?❤  نمونه ی بارزش هم منصور جان.

+ و با انگیزه باشیم

یکی از هنرهای منصور این بود که حال آدم رو خوب می کرد . تو دلت غوغا هم به پا بود آرومت می کرد . یک موردش رو خودم تجربه کردم . و یک جمله هم دارم که میگم حال بقل دستیت رو خوب کن . انگیزه داشت و همیشه لیوان را پر می دید حتی اگه لیوان شکسته باشه ! و این یک خوبی به خودمون و ۱۰۰۰ خوبی به جامعه هست .

پرتلاش باشیم

منصور فرد فعال و پرانرژی بود . انگار یک بمب انرژی . تلاش های منصور چه در زمینه گردشگری و چه در جامعه تجربه کاربری شیراز قابل تحسین هست . تلاشی که ما در یک جمع می کنیم هم برای خود ما خوب هست و هم بقیه و این فعالیت از بالا بودن شعور و درک اجتماعی ما خبر میده . منصور در لحظه زندگی می کرد و همیشه بهترین بود . ( آقا منصور خیلی مخلصیم )

خاکی با شیم

من یاد ندارم یک بار غرور و تکبر در چهره منصور دیده باشم . این خیلی مهم هست که هیچگاه مغرور نباشیم و خودمون رو بالاتر از بقیه ندونیم . منصور آدم خاکی بود و صمیمی . این یک ویژگی عالی  هست و جایگاه ما رو می بره بالاتر . مردم آدمهایی از جنس خودشون رو دوست دارند و خاکی بودن عنصر محبوب شدن در جمع هست  و  مثل آقا امید گل خودمون . (امید امرایی)

برای همه وقت بزاریم 

زندگی خیلی کوتاه هست و بعضی خاطره های کوچیک همیشه می مونه . یادمه آخرین بار منصور صفری رو در بهمن ماه ۹۴ در خیابان ۳۰ متری سینما سعدی دیدم کاملا اتفاقی ، داشت سوار پراید سفید می شد که بره  تا من رو دید گفت : سلام آقا سامان گل . .. احوال پرسی و صحبت در مورد کار  . من از کارم گفتم و اون خیلی خوشحال شد و تشویق کرد . این رفتارش برای من ارزش داشت . من رو مهم دونست و صحبت کردیم  ( و نه مثل خیلی ها که پشت می کنند به آدم و میرن ) .  محبت خودمون رو از دوستامون دریغ نکنیم شاید فردایی نباشد . (باز هم ممنون منصور) .

بعد از خود میراثی به جا بزاریم

این خیلی مهمه که بعد از رفتن ما چی به جا می مونه . خب منصور رفته و چیزی که برای ما به جا گذاشته خوبی هست . درود بر تو منصور جان تو کارت رو درست انجام دادی . و این که از ما چی به جا می مونه بستگی به ذات ما و تصمیم های ما داره . به هر حال من هم روزی می میرم و برای بعد از من باید چیزی ماندگار بمونه پس بهتره از امروز آدم خوبی باشم .

در هر موقعیتی انسان باشیم

حامد پاکدامن :

“منصور یک انسان واقعی و خالص بود منصور رو میتونستی با هر زاویه ای بنگری و از هر زاویه به یک جواب میرسیدی … انسانیت !”

روحیه کار تیمی داشته باشیم

امین (کوروش) ستایش فر :
“منصور واسه من خیلی چیز ها بود. از ترم اول دانشگاه با هم تیم برنامه نویسی داشتیم که بعد ها به مقام سوم و اول استان همدان رسیدیم و بعدش به مسابقات کشوری و غرب آسیا راه پیدا کردیم. منصور به بهترین شکل مسایل رو بررسی میکرد، راه حل به ذهنش میرسید و هم خوب تبدیلش میکرد به برنامه. یعنی توی تمام قسمتای مسابقه میتونست بهترین تاثیر رو بزاره. کار و روحیه تیمیش هم عالی بود. شاید واسه همین بود که تیم ما با استفاده از ساده ترین روش ها میتونست حل کنه سوال ها رو.”

۰ تا ۱۰۰ کار رو انجام مدیریت کنیم

امین (کوروش) ستایش فر :

“منصور توی انجمن علمی کامپیوتر و IT دانشگاه هم همیشه کنارمون بود و به خاطر پشتکار، روحیه تیمی، هوش و نکته بینی و توانایی مدیریت همیشه بزرگترین کمک ها رو می کرد توی فعالیت ها و مراسم های انجمن. بهترین نظر ها رو میداد و بعد هم بیکار نمینشست. توی عمل هم همیشه پیگیر بود و خودش کلی کارا رو شخصا انجام میداد. از اینکه یه کاری رو متقبل میشد خیالمون راحت بود. دیگه اون کار ردیف بود. که انجمنمون توی اون دوران شد انجمن برتر کشوری.”

اجتماعی  باشیم 

امین (کوروش) ستایش فر :

“توی نتورک مارکتینگ دست راستم بود. جلساتی که میگذاشت هم جدیت هم صمیمیت هم دانش هم توانایی ارتباط هم روحیه و انرژیش هم مصمم بودنش همه رو تحت تاثیر قرار میداد. و این شد که یکی از بهترین سرعت رشد ها رو هم در اون دوران در کشور داشت.منصور همه رو تحت تاثیر قرار میداد.”

به دیگران احترام بگذاریم 

امین (کوروش) ستایش فر :

“جز کسایی بود که توی دانشگاه هم استادا میشناختنش و بهش احترام میزاشتن..هم کارمندا..هم تا چند سال بالا و پایینی ها..”


خيلي خوشحالم که هرچقدر کوتاه با آقاي منصور صفري آشنا شدم و چيزهاي زيادي از ايشون ياد گرفتم و مي نويسم زيرا که خوبي ها را بايد نوشت . آقا منصور اگرکم نوشتم و يا بد نوشتم شرمنده وقتي اومدم گوش مالي ندي منو هااا خخخ و عزيز دلي منصور جان . هرجا هستي شاد و در آرامش باشي خدا به همراهت . وعده دیدار نزدیک هست رفیق …

 

درس هایی از منصور

4 دیدگاه برای “درس هایی از منصور” ثبت شده است

  • تیر ۶, ۱۳۹۵ at ۹:۵۹ ق.ظ
    Permalink

    ممنون که یادی از منصور کردی. منصور یک انسان واقعی و خالص بود منصور رو میتونستی با هر زاویه ای بنگری و از هر زاویه به یک جواب میرسیدی … انسانیت !

    خداوند قرین رحمتش کنه . آرزو دارم هرچه تو این دنیا بهش نرسید تو اون دنیا بهش برسه ..

    نوشتن جواب برای این نظر
    • تیر ۸, ۱۳۹۵ at ۲:۵۳ ب.ظ
      Permalink

      ممنون آقا حامد . بزرگواری با اجازت کامنتت رو هم گذاشتم توی پست . اگر دوست آشنایی ، خاطره ای /درسی/ یادی داره بگو کامنت بزراه کا مل کنیم پست رو . ممنون عزیزی .

      نوشتن جواب برای این نظر
  • تیر ۷, ۱۳۹۵ at ۱۰:۵۷ ب.ظ
    Permalink

    سلام
    خیلی خوشحال شدم که راجب منصور اینقد خوب و دقیق نوشتی.
    _منصور واسه من خیلی چیز ها بود. از ترم اول دانشگاه با هم تیم برنامه نویسی داشتیم که بعد ها به مقام سوم و اول استان همدان رسیدیم و بعدش به مسابقات کشوری و غرب آسیا راه پیدا کردیم. منصور به بهترین شکل مسایل رو بررسی میکرد، راه حل به ذهنش میرسید و هم خوب تبدیلش میکرد به برنامه. یعنی توی تمام قسمتای مسابقه میتونست بهترین تاثیر رو بزاره. کار و روحیه تیمیش هم عالی بود. شاید واسه همین بود که تیم ما با استفاده از ساده ترین روش ها میتونست حل کنه سوال ها رو.
    _منصور توی انجمن علمی کامپیوتر و IT دانشگاه هم همیشه کنارمون بود و به خاطر پشتکار، روحیه تیمی، هوش و نکته بینی و توانایی مدیریت همیشه بزرگترین کمک ها رو می کرد توی فعالیت ها و مراسم های انجمن. بهترین نظر ها رو میداد و بعد هم بیکار نمینشست. توی عمل هم همیشه پیگیر بود و خودش کلی کارا رو شخصا انجام میداد. از اینکه یه کاری رو متقبل میشد خیالمون راحت بود. دیگه اون کار ردیف بود. که انجمنمون توی اون دوران شد انجمن برتر کشوری.
    _بعدا توی نتورک مارکتینگ دست راستم بود. جلساتی که میگذاشت هم جدیت هم صمیمیت هم دانش هم توانایی ارتباط هم روحیه و انرژیش هم مصمم بودنش همه رو تحت تاثیر قرار میداد. و این شد که یکی از بهترین سرعت رشد ها رو هم در اون دوران در کشور داشت.
    _منصور همه رو تحت تاثیر قرار میداد. الان حتی کسایی که کمترین ارتباط رو باهاش داشتن همه دارن ازش میگن.از خوبیاش. توی چند کشور خارجی براش مراسم گرفتن.کسایی که اکثرا ندیده بودنش.ولی وقتی شناختنش…
    _علاوه بر همه اینا یه رفیق خوب بود.. تفریح.. بازی.. گردش.. مشورت دادن.. حرف زدن..
    _جز کسایی بود که توی دانشگاه هم استادا میشناختنش و بهش احترام میزاشتن..هم کارمندا..هم تا چند سال بالا و پایینی ها..
    شرمندشم که کاری الان از دستم براش ساخته نیس.اینا هم حرفای من نیس فقط..شما اکثر بچه هایی که میشناختنش رو بشینی پای حرفاشون..همینا رو میشنوی ازشون.
    خیلی دلم میخواست همه اینا رو به داداشش..خواهرش..پدر مادرش..دوستش.. 🙁 از نزدیک بزنم..نتونستم..
    منصور، پسر دوس داشتنی
    همیشه به یادت هستیم.

    نوشتن جواب برای این نظر
    • تیر ۸, ۱۳۹۵ at ۲:۵۷ ب.ظ
      Permalink

      ممنون آقا ی ستایش فر. بزرگواری برادر و خواهر منصور پست رو می بینند و با اجازت کامنت رو هم گذاشتم توی پست . اگر دوستی ، آشنایی ، خاطره ای /درسی/ یادی داره بگو کامنت بزراه کا مل کنیم پست رو . ممنون عزیزی . آدم خوب جسم نیست که با خاک شدنش ۰ بشه آدم خوب امثال منصور هستند که با رفتنشون تازه شروع میشن . خدا کنه من هم خوب شروع بشم .

      نوشتن جواب برای این نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *